التقاطي و سطحي بود. توماي آكويني و احتمالاً توماس كانتمپري از محضر او استفاده كردند، ولي او مدرسهاي تأسيس نكرد و ناسَرهبودن افكار او مانع از اين كار ميشد. آثار او تا قرنها، به صورت گنجينهاي از اطلاعات باقي ماند، كه در آن هر فيلسوفي اعم از تومايي، افلاطوني، يا غير آن، آنچه را كه ميخواست به دست ميآورد، و اين آثار جز از اين راه هرگز سنديتي نيافت.
آثار فلسفي و علمي او در وهلهٴ اول مبتني بر آثار ارسطوست، ولي نه منحصراً و نه كوركورانه. اين آثار شامل نوعي اقتباس از آثار ارسطوست، همراه با اطلاعات فراواني از فلسفهٴ اسلامي و يهودي، مآخذ متعدد ديگر، و حتي ملاحظات شخصي. در ميان شارحان بيشتر از فارابي و ابنسينا تبعيت كرده، و كلاً با ابنجبرول (كه او را از مسيحيان مخالف ارسطو ميپنداشت) و ابنرشد موافق نبود. به ابنميمون تمايل زيادي داشت؛ با اين همه، استقلال خود را حفظ كرد. در 1256، هنگامي كه در مقر پاپ در آناني بود، بنا به درخواست الكساندر چهارم (پاپ از 1254 تا 1261)، كتابي در رد فلسفهٴ ابنرشد نوشت، به نام
وحدت نظر در رد ابنرشد؛ اين كتاب از آن نظر جالب است كه نشان ميدهد فلسفهٴ ابنرشد در آن زمان به قدر كفاف در مدارس لاتيني انتشار يافته بود تا خطرناك تلقي شود. تعريف فلسفهٴ او دشوار است، چون داراي نظم اصولي نيست، فاقد صراحت است، و در آن تناقضهاي فراوان ديده ميشود. از اين گذشته، در راه كوشش براي سازگاركردن نظريههايش با نصهاي دين مسيح هميشه آماده بود تا اطلاعات تازهاي را، از هر مأخذي كه بود، به دست آورد. او دريافت كه معلومات علمي بدون پژوهش به دست نميآيد، حتي تا حدود كمي ارزش اصالت را دريافت. با اين همه، اغلب فاقد حس نقد و تحليل بود و به مراجع استناد خود اعتماد ميكرد. عليٰرغم بسياري از داوريهاي اصيل، اثر مفصل او يك دايرةالمعارف واقعي و يك تركيب متشكل نيست، بلكه مجموعهاي از مطالب مختلف است؛ اين اثر نشانهٴ نيروي فراوان و هوشمندي اوست، ولي يك آفرينش واقعي به شمار نميرود و در ذات خود موجد پيشرفت معنوي واقعي نيست.1 شايد بهترين كار آلبرت اين باشد كه منتهاي كوشش خود را براي تلفيق معارف ارسطويي با فرهنگ لاتيني به كار انداخت. بدبختانه معارفي كه بدينترتيب انتقال يافت بسيار ناسَره بود، و شامل افكار نوافلاطوني و بسياري عناصر نامتجانس ديگر، و موجب سوءتفاهماتي شد كه چند سدهٴ پيش از آن، فيلسوفان مسلمان گرفتارش شده بودند. براي تكميل شرح مربوط به فعاليت كلي آلبرت ميتوان اين مطلب را اضافه كرد كه در 1259، در والنسيان مشغول تهيهٴ طرح تازهاي براي